بوداق منشى قزوينى

33

جواهر الأخبار ( فارسى )

زندگينامهء اجداد و نسب خاندان صفوى و وقايع دوران حكومت سياسى آنان از اسماعيل اول تا آغاز پادشاهى اسماعيل دوم است . و چون ، بوداق منشى در اين عهد مىزيسته و سالها به عنوان منشى در خدمت دولت صفوى و شاهزادگان و بزرگان سياست و جنگ قرار داشته ، و بسيارى از اتفاقات را خود شاهد بوده ، با دقت و تفصيل بيشترى آورده است . چنان كه اين بخش يك پنجم مطالب كتاب را در بر مىگيرد . از آنجا كه توضيحات آمده در اين دو بخش به لحاظ اشتمال بر نكات تاريخى ، اجتماعى و اقتصادى حائز اهميت است و نكات تازه و ارزنده‌اى را ارائه مىدهد ، مورد توجه نگارنده قرار گرفته و به تصحيح آن همت گمارده است . گفتنى است كه ايران در طول تاريخ ، سلاطين و حكومتهاى بىشمارى به خود ديده است ، حكمروايانى كه يا از ميان اقوام ايرانى برخاسته و بدين مرز و بوم تعلق داشته‌اند ، و يا بيگانه بوده و در ميراث قومى و ملى اين سرزمين جايگاهى نداشته‌اند . دستهء دوم در تاريخ كشور ما سابقهء بسيارى دارند ، و در اين ميان مىتوان از دو سلسلهء تركمان ، قراقويونلو و آق قويونلو ياد كرد كه در تاريخ بنابر نشان قبيله‌اى خود قراقويونلوها به سياه گوسفندان ، و آق قويونلوها به سفيد گوسفندان شهرت يافته‌اند . قراقويونلوها كه به انتساب تيرهء خود به بارانى نيز شهرت داشتند بيشتر از شصت سال در نواحى غرب و آذربايجان تا حدود مركزى ايران حكومت كردند ( 810 - 872 ه . ق . ) . مؤسس اين سلسله قرايوسف نام داشت و در خدمت سلطان احمد جلايرى بود ، او به دنبال حملهء تيمور به آذربايجان با سلطان احمد جلاير به مصر گريخت ، و پس از مرگ تيمور به آذربايجان بازگشتند ، و قرايوسف ، ميرزا ابو بكر را كه از نوادگان امير تيمور بود در محل نخجوان به سال 809 ه . ق . شكست داد ، و فاتحانه وارد تبريز شد ، و پس از كشتن ميرانشاه تيمورى در سال 810 ه . ق . بر كل آذربايجان استيلا يافت ، و پسر خود پير بوداق را كه سلطان احمد جلايرى نيز او را به فرزندى قبول كرده بود به سلطنت برداشت ، و تاج پادشاهى بر سر او نهاد ، و به نام او كشور گشايى كرد . و پس از آن كه سلطان احمد را در حدود تبريز مغلوب خود ساخت ، تمام قلمرو آل جلاير